بررسیهای مؤسسه سوئیسری (Swiss Re Institute) و مدرسه اقتصاد لندن (LSE) نشان میدهد که مهمترین تحول در چشمانداز ریسک، افزایش تعامل میان چهار حوزه اصلی است:
- نظام مالی؛
- زیستبوم دیجیتال و هوش مصنوعی؛
- مخاطرات طبیعی و تغییرات اقلیمی؛
- محیط اجتماعی ـ اقتصادی و ژئوپلیتیکی.
بنابراین، رویکرد سنتی که هر ریسک را جداگانه و در داخل یک بخش مشخص ارزیابی میکند، برای مدیریت ریسکهای آینده کافی نیست.
سه تغییر عمده در چشمانداز ریسک شرکتها
تحلیل افشاگریهای ریسک ۹۱ شرکت چندملیتی بزرگ آمریکایی، با مقایسه سالهای ۲۰۱۹ و ۲۰۲۶، نشان میدهد که شرکتها ریسکها را اکنون فراگیرتر و بههمپیوستهتر از گذشته ارزیابی میکنند.
سه روند بهطور خاص برجسته هستند:
الف) هوش مصنوعی و فناوریهای جدید
ریسک هوش مصنوعی از یک نگرانی عمدتاً محدود به صنعت فناوری، به ریسکی در سطح کل اقتصاد تبدیل شده است.
شرکتهای خردهفروشی، هواپیمایی، دارویی، غذایی و بسیاری از صنایع دیگر نیز اکنون با ریسکهای مرتبط با AI مواجهاند؛ زیرا این فناوری در عملیات، تصمیمگیری، رفتار مشتریان و تعامل با نهادهای نظارتی نفوذ کرده است.
در عین حال، هوش مصنوعی یک فرصت مهم برای افزایش بهرهوری نیز محسوب میشود. بنابراین، AI همزمان میتواند منبع افزایش تابآوری و منبع جدیدی برای تمرکز و شکنندگی باشد.
ب) تغییرات اقلیمی و زیرساختهای حیاتی
ریسک اقلیمی دیگر صرفاً مسئلهای مربوط به شرکتهای انرژی یا داراییهای فیزیکی نیست. افزایش حوادث شدید جوی، همراه با تمرکز زیرساختهایی مانند مراکز داده، شبکههای برق و کارخانههای نیمهرسانا، میتواند یک حادثه محلی را به اختلالی گسترده در اقتصاد تبدیل کند. برای نمونه، تمرکز بالای زیرساختهای نیمهرسانا در مناطق زلزلهخیز یا ساخت مراکز داده در مناطق مستعد طوفان، خطر ایجاد «نقاط شکست واحد» را افزایش میدهد.
ج) فشارهای اجتماعی ـ اقتصادی
ریسکهای ناشی از ناآرامی اجتماعی، اختلافات کارگری، قطبیشدن سیاسی، فشار هزینه زندگی و تنشهای ژئوپلیتیکی نیز در حال گسترشاند. افزایش نابرابری، کاهش توان خرید مسکن، سالمندی جمعیت، رشد ضعیف بهرهوری و بدهی عمومی بالا میتوانند ظرفیت اقتصادها برای جذب شوکهای آینده را کاهش دهند.
شکاف میان ریسکهای بنیادی و قیمتگذاری بازار
یکی از نکات مهم گزارش، وجود نوعی شکاف میان افزایش آسیبپذیریهای نظاممند و سطح ریسک منعکسشده در بازارهای مالی است. ارزشگذاری برخی داراییهای پرریسک، از جمله سهام، اعتبار شرکتی، ارز و املاک، در مقایسه با سابقه تاریخی خود نسبتاً بالا است و صرف ریسک در برخی بازارها پایین باقی مانده است. در آمریکا، نسبت قیمت به سود S&P 500 به سطوح بسیار بالایی نزدیک شده و اسپردهای اعتباری شرکتها نیز در نزدیکی پایینترین سطوح چرخهای قرار دارند. در همین حال، افزایش نرخ بهره، تورم، نگرانیهای مالی و ژئوپلیتیکی و افزایش هزینه انرژی، محیط مالی را شکنندهتر کردهاند. یکی دیگر از تغییرات مهم، تغییر همبستگی سهام و اوراق قرضه از منفی به مثبت پس از دوران کووید است. در گذشته، اوراق دولتی در بسیاری از شرایط نقش متنوعکننده ریسک سهام را ایفا میکردند. افزایش تورم و نگرانیهای مالی این رابطه را تغییر داده است. در نتیجه، سرمایهگذاران ممکن است در زمان وقوع بحران با زیان همزمان در سهام و اوراق مواجه شوند؛ وضعیتی که میتواند فشار نقدینگی، فروش اجباری داراییها و کاهش اهرم مالی را تشدید کند.
نظام مالی؛ پیچیدهتر، دیجیتالتر و کمتر متمرکز
نظام مالی امروز دیگر صرفاً متکی به بانکهای سنتی نیست ، صندوقهای اعتبار خصوصی، وامدهندگان غیربانکی، فینتکها، بازارهای رمزارزی و پلتفرمهای دیجیتال نقش فزایندهای دارند. واسطههای مالی غیربانکی (NBFI) بیش از نیمی از داراییهای مالی جهان را در اختیار دارند. این تحول از یک سو میتواند منابع تأمین مالی را متنوعتر کند، اما از سوی دیگر، بخشی از ریسک را از نهادهای بهشدت تحت نظارت به حوزههایی منتقل میکند که ممکن است نظارت کمتری بر آنها وجود داشته باشد. همزمان، ارتباط میان بانکها و NBFIها از طریق اهرم مالی، تأمین مالی و انتقال ریسک، میتواند کانالهای جدیدی برای سرایت بحران ایجاد کند.
سرعت انتقال بحران نیز افزایش یافته است
بانکداری دیجیتال، پرداختهای آنی و شبکههای اجتماعی باعث شدهاند انتقال اطلاعات و تصمیمهای مالی تقریباً لحظهای شود.
در نتیجه، رویدادهایی مانند هجوم به بانکها میتوانند بسیار سریعتر از گذشته رخ دهند. نمونه بانک Silicon Valley Bank در سال ۲۰۲۳ نشان داد که چگونه اطلاعات و تصمیمهای برداشت سپرده میتوانند از طریق کانالهای دیجیتال در مدت بسیار کوتاهی منتشر شوند.
تمرکز دیجیتال و هوش مصنوعی؛ فرصت و آسیبپذیری همزمان
اقتصاد جهانی بیش از گذشته به مراکز داده، خدمات ابری، شبکههای ارتباطی و ارائهدهندگان فناوری وابسته است. تمرکز بالا در این حوزهها خطر ایجاد نقاط شکست واحد را افزایش میدهد. بر اساس گزارش، در سال ۲۰۲۴ سه شرکت حدود ۷۰٪ زیرساخت ابری جهان را در اختیار داشتند و سه شرکت ۹۷٪ تراکنشهای کارت اعتباری جهان را پردازش میکردند. در چنین شرایطی، اختلال در یک ارائهدهنده بزرگ فناوری میتواند به بخشهای مختلف اقتصاد سرایت کند.
هوش مصنوعی نیز میتواند این وضعیت را پیچیدهتر کند، زیرا:
- هزینههای بالای توسعه AI میتواند موجب تمرکز بیشتر بازار شود؛
- وابستگی سیستمها به مدلهای مشابه میتواند تنوع رفتاری را کاهش دهد؛
- تصمیمگیری خودکار میتواند رفتارهای هماهنگ و سریع ایجاد کند؛
- AI میتواند شناسایی آسیبپذیریهای سایبری را آسانتر کند؛
- وابستگی مالی به داراییها و شرکتهای مرتبط با AI میتواند چرخههای مالی خودتقویتشونده ایجاد کند.
در مقابل، اگر AI بتواند رشد بهرهوری را بهطور پایدار افزایش دهد، میتواند بخشی از فشار ناشی از بدهی، سالمندی جمعیت و رشد اقتصادی ضعیف را جبران کند. بنابراین، AI هم ریسک است و هم ابزار بالقوه کاهش ریسک.
مخاطرات طبیعی و زیرساختهای حیاتی
افزایش داراییهای باارزش در مناطق پرخطر، شهرنشینی و تغییرات اقلیمی باعث افزایش زیانهای ناشی از بلایای طبیعی شدهاند.
اما نکته مهم این است که یک بلای طبیعی تنها زمانی به یک ریسک نظاممند تبدیل میشود که زیرساختهای حیاتی و متمرکز را مختل کند.
زیرساختهایی مانند:
- مراکز داده؛
- شبکههای برق؛
- کارخانههای نیمهرسانا؛
- مراکز لجستیکی؛
- گرههای اصلی زنجیرههای تأمین
میتوانند در صورت تمرکز جغرافیایی، نقش نقاط حساس سیستم را ایفا کنند.
هرچه اقتصاد بیشتر به چنین زیرساختهایی وابسته شود، اختلال در آنها میتواند پیامدهایی فراتر از خسارت فیزیکی اولیه ایجاد کند.
ریسکهای اجتماعی ـ اقتصادی و مالی دولتها
یکی از نگرانیهای بلندمدت گزارش، کاهش ظرفیت اقتصادها برای جذب شوک است.
سوئیس ری سه عامل در این زمینه دارای اهمیت ویژه ذکر کرده است :
۱. رشد بهرهوری پایینتر
رشد بهرهوری نیروی کار در اقتصادهای OECD تقریباً از ۲٪ در سال در دوره ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۷ به حدود ۱٪ در دوره ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۹ کاهش یافته است.
۲. سالمندی جمعیت
OECD پیشبینی میکند نسبت وابستگی سالمندان از ۳۱٪ به ۵۲٪ تا سال ۲۰۶۰ افزایش یابد. این روند به معنای فشار بیشتر بر بازار کار، نظام بازنشستگی و هزینههای درمانی است.
۳. بدهی عمومی بالا
دولتها همزمان با هزینههای مربوط به بازنشستگی و سلامت، با هزینههای دفاعی، اقلیمی و سایر اولویتهای اقتصادی نیز مواجهاند.
در نتیجه، فضای مالی کمتری برای مقابله با بحرانهای آینده باقی میماند. اگر اعتماد به پایداری مالی دولت کاهش یابد، افزایش سریع نرخ بازده اوراق دولتی میتواند فشار را به نظام مالی منتقل کند.
نتیجه کلیدی: «شبکه انتقال» از اندازه شوک مهمتر است
یکی از مهمترین مفاهیم گزارش این است که برای ارزیابی ریسک نظاممند، نباید فقط پرسید: اگر این حادثه رخ دهد، خسارت مستقیم آن چقدر خواهد بود؟ بلکه باید پرسید: این حادثه از چه مسیرهایی میتواند به سایر بخشها منتقل شود؟ برای مثال، یک حادثه طبیعی میتواند ابتدا یک مرکز داده را مختل کند؛ سپس خدمات دیجیتال را تحت تأثیر قرار دهد؛ اختلال دیجیتال میتواند بر پرداختها اثر بگذارد؛ مشکل پرداخت میتواند فشار نقدینگی ایجاد کند و در نهایت اثر آن به بازارهای مالی و فعالیت اقتصادی منتقل شود. بنابراین، ریسک نظاممند اساساً ریسک شبکه است. ارتباط متقابل لزوماً بد نیست. شبکههای متنوع و دارای ظرفیت جایگزینی میتوانند شوکها را جذب کنند. مشکل زمانی ایجاد میشود که وابستگیها بیش از حد متمرکز باشند و یک گره حیاتی، جایگزین آسانی نداشته باشد.
پنج اولویت مدیریتی و سیاستی
گزارش در نهایت پنج محور اصلی برای افزایش تابآوری پیشنهاد میکند:
۱. پایش فعال و مشترک ریسکها
سازمانها نباید ریسکها را بهصورت جداگانه بررسی کنند. باید ارتباط میان ریسکها، اثرات سرریز و نقاط تمرکز نیز پایش شود.
۲. کاهش وابستگی به نقاط حیاتی و متمرکز
شرکتها و دولتها باید وابستگی خود به یک تأمینکننده، پلتفرم، فناوری یا زیرساخت حیاتی را شناسایی کرده و در صورت امکان، گزینههای جایگزین ایجاد کنند.
۳. تقویت ذخایر و ظرفیت مالی دولتها
دولتها باید در دورههای عادی اقتصادی، ظرفیت مالی لازم برای مقابله با بحرانهای آینده را ایجاد کنند.
۴. گسترش سازوکارهای انتقال ریسک
برای ریسکهایی که از ظرفیت بخش خصوصی فراتر میروند، ترکیب منابع عمومی، بیمه، بیمه اتکایی و بازار سرمایه میتواند ظرفیت جذب زیان را افزایش دهد.
بهروزرسانی مقررات و آزمونهای استرس
نظارت مالی باید ریسکهای جدید را دربرگیرد؛ از جمله سناریوهایی که همزمان AI، حملات سایبری، اختلال زیرساختی، بازارهای مالی و شبکههای دیجیتال را درگیر میکنند.
جمعبندی نهایی
در واقع اگر به پیام اصلی گزارش گزارش موسسه سوئیس ری و مدرسه اقتصاد لندن توجه کنیم می توان گفت که نسل بعدی بحرانهای نظاممند احتمالاً از یک بخش منفرد آغاز نمیشود و در همان بخش باقی نمیماند. بحران آینده ممکن است از یک شوک مالی، اختلال دیجیتال، حادثه طبیعی، حمله سایبری، مشکل زنجیره تأمین یا فشار اجتماعی ـ اقتصادی آغاز شود و از طریق شبکهای از وابستگیهای متقابل به سایر بخشها منتقل شود.
در این محیط، سه ویژگی بیش از گذشته اهمیت پیدا میکنندو نکته خیلی مهمی برای بیمه گران و سایر موسسات مالی است که باید آنها را تحلیل و برای آن برنامه داشته باشند.
تنوعبخشی، قابلیت جایگزینی و ظرفیت جذب شوک
تمرکز بیش از حد در زیرساخت، فناوری، زنجیره تأمین یا نظام مالی، احتمال تبدیل یک اختلال محلی به بحران گسترده را افزایش میدهد. در مقابل، شبکههایی که ضمن حفظ ارتباط، از تنوع و گزینههای جایگزین برخوردارند، ظرفیت بیشتری برای جذب و توزیع شوک دارند. از منظر مدیریتی، بنابراین مسئله اصلی دیگر فقط «شناسایی ریسک» نیست؛ بلکه شناخت شبکهای که ریسک در آن حرکت میکند است. برای مدیران ارشد و مدیران ریسک، این تغییر دیدگاه به معنای حرکت از مدیریت جداگانه ریسکها به سمت مدیریت وابستگیها، تمرکزها و کانالهای سرایت است. در نهایت، تابآوری آینده به توانایی شرکتها، دولتها و نظام مالی در شناسایی زودهنگام نقاط آسیبپذیر، کاهش تمرکزهای خطرناک، حفظ ظرفیت مالی و بیمهای و ایجاد گزینههای جایگزین پیش از وقوع بحران وابسته خواهد بود.
نسخه رایگان و کامل و جذاب این گزارش و مطالعه بسیار ارزشمند از سوئیس ری و مدرسه اقتصاد لندن را در سایت سوئیس ری به آدرس زیر می توانید دریافت و مطالعه نمائید
https://www.swissre.com/institute/partnerships/age-of-interconnected-risks.html#publicationsummary